ابو القاسم راز شيرازى
514
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
مرتبهء عقل بالفعل كه كمال اوست مىرسد . و سبب ترقّى عقل از مرتبهء بالقوّه به مرتبهء فعليّت ، مصاحبت و مشاورت با صاحبان عقل و علم و تجربه در امور دين و تقوى است ؛ پس عبد مؤمن بايد در همهء امورات دين خود از مؤمن كامل العلم و العقلى مشاورت نمايد كه در امورات دين ، صاحب تقوى و تجربه باشد ؛ زيرا كه قطع طريق دين الهى ، ممكن نيست مگر به مصباح عقل و ضياء علم و نور تقوى ؛ فعلىهذا عقل مؤمن اگرچه كامل باشد با عقل كامل ديگرى كه موافق شود روشنائى افزون گردد و راههاى باريك نجات در ظلمت دنيا پيدا شود ، و از مهالك گمراهيهاى جهالت نفسانى و خواهشهاى لذّات دنيوى برهد . حقّ جلّ و علا امر فرمود حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله را به مشاورت كه : وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ « 2 » ، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بعد از قتل « عثمان » كه بر مسند خلافت متمكّن گرديد حضرت امام حسن ( ع ) و جناب « سلمان » و « عبد اللّه بن عبّاس » « 3 » و يكى ديگر از اصحاب كبار را نشانيدند و در باب « معاويه » و عزل و نصب او مشورت فرمود ، « عبد اللّه بن عبّاس » عرض كرد كه هرگاه تأمّل فرمائيد تا آنكه امر خلافت قوامى بهم رساند آن وقت او را عزل فرمائيد ديگر مخالفت نتواند كردن ، و حال هرگاه حكم به عزل او نمائيد البتّه مخالفت خواهد نمود ، حضرت از سايرين استفسار فرمود كه چه مصلحت
--> ( 2 ) - در كارها با مسلمانان مشورت كن : سورهء 3 آيهء 159 ( 3 ) - « عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطّلب » عموزادهء رسول اكرم و از معاريف اسلام و عالم بعلم تفسير « قرآن » سه سال پيش از هجرت در « شعب ابى طالب » - آنگاه كه مسلمين محصور بودند - به دنيا آمده هنگام رحلت حضرت رسول اكرم 13 سال داشت و از آن پس در خدمت حضرت مولاى متّقيان باكتساب معارف « قرآن » و تفسير بسر مىبرد و از طرف آن حضرت به حكومت « بصره » منصوب گرديد ، و پس از شهادت حضرت امير مؤمنان عليه السّلام به شهر « طائف » هجرت گزيد و تا پايان عمرش كه سال 68 هجرى بود در « طائف » مقيم بود . زمامداران « بنى عبّاس » از نسل اويند .